X
تبلیغات
رایتل

در سکوت...
در خلوت خاموش اندیشه ی ما می گذرد.... 

کلماتم همراه با سکوتم به نزد من آمدند. از هم گله داشتند. کلمات می گفتند سکوت مزاحم ماست. سکوت می گفت کلمات مزاحم من هستند. البته این را با زبان بی زبانی می گفت وگرنه بنده خدا زبان ندارد که.

هنگام داوری به یاد شاعر افتادم که  می فرماید: سکوتم را مکن باور .......

من هم بنا به فرمان شاعر، کلمات را باور کرده و سکوت را محکوم کردم. با لب و لوچه آویزان رفت.

کلمات از شوق تبرئه شدن به رقص و پایکوبی پرداختند و ولوله ای برپا کردند. نگو و نپرس.

ای کاش حق را به سکوت داده بودم. کر شدم. کر  ِ کر.  این بار سکوت بود که پیروز شده بود. حیران بودم. مگر این نرفت؟ از کجا و کی برگشت که من ندیدمش؟

[ یکشنبه 16 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 12:50 ق.ظ ] [ محسن مهدی بهشت ]
.: Weblog Themes By themzha :.

موضوعات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 17836